أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
207
قانون ( فارسى )
اندامان است كه تنبلى مىكند و اندامان را تنبل كرده است ، نيروى جذبكننده را به حركت درآور و تقويت كن ! راجع به سوء مزاج هم بررسى كامل را به خرج ده ! سوء مزاج اگر باشد بايد حتما اصلاح شود . همينكه لاغراندام از خواب بيدار شد اگر ماساژش دهند نيروى جاذبه در بدن به حركت درمىآيد . اگر طرفى از بدن چاق است و طرف ديگر لاغر ، مثلا يكى از دستانش چاق و چله و دست ديگر لاغرمردنى است ، چاقه را از پايين به بالا باندپيچى كن ! بسيار تند مپيچ كه زياد به درد آيد و چندان تند كن كه گدارهاى خون را تنگتر گرداند و نگذارد غذاى اندام باندپيچى شده به حالت طبيعى جاى هميشگى خود را بيابد و ناچار به جايگاه توزيع برگردد ؛ آنگاه خواهناخواه غذا به سوى مقابل جريان مىيابد و دست لاغر شكمى از عزا درمىآورد . نيروى جذبكنندهء غذا را در اندامى كه مىدانى ناتوان و كمحركت است وسيلهء ماساژ به حركت درآور ! اگر ماساژ با روغن زيتون و كمى موم گرم شده صورت پذيرد بسيار خوب است . ماساژ بسيار فشارآور و آزاردهنده نباشد . و تا ديدى كه از اثر ماساژ اندام التهاب كرد ، دست بردار و هروقت التهاب فروكش كرد باز ماساژ ده ! اگر تشخيص دادى كه سبب لاغرى سد شدن سوراخهاى ريز پوست است ، آنها را باز كن ! و اگر سد شدن مسامها از اثر برهم فشردگى گوشت بدن است ، با وسايل مخصوص بدن را چندان رطوبتبخش كه سستتر شود . اگر سرما بر بدن اثر بد گذاشته و آن را سفت گردانيده ، چيزهاى گرمىبخش بخورند ، حركات بدنى از خود بروز دهند و از حيث واكنشهاى روانى خود را آسوده گردانند . اگر گرما بر بدن اثر بد گذاشته است و خشكى و لزجى به بار آورده است ، خوردنيهاى سرد و ترىبخش را به كار برند . اگر اندام از سرمازدگى به حالتى درآمده است كه چاقى را نمىپذيرد ، بايد آن را گرم كنى . بهترين وسيلهء گرم كردن در چنين حالتى داروى خون به زير پوستكشان ( سرخگرداننده ) است . اگر معلومت شد كه بدن از بيمارى طحال است كه به اين سيهروزى نشسته است ، طحال را معالجه كن ، كه معالجات طحال را خوب دانستهاى ! اگر خرابكاران كرم شكمند قتل عامشان كن و لاشههاى نجسشان را - چنان كه يادت داديم - بيرون انداز ! و بگذار بيمار استراحت كند ، زيراندازش نرم باشد ، در سايه بخوابد و بنشيند ، به نشاط آيد ، عطر استعمال كند و نوشابههاى سرد بنوشد ؛ كه اين چيزها طبيعت را كاملا نيرو مىبخشند و غذا را بهتر به مصرف مىرساند و آسانتر زايدههاى ريختنى را از خود دور مىسازد ؛ كه اين اساس و شالودهء چاق شدن است . شراب پرمايه و غذاى خوب كيموس پرانرژى و محكم - به شرطى هضم شود - خوبند . مثلا